واقعیت این است که همچنان نمی توان شکم کودکان گرسنه را با وعده ی بهشت سیر کرد...

واقعیت این است که همچنان حقیقت نه چیزی ست که می گویم نه چیزی ست که تو ادعا داری...

واقعیت این است که انسان وقتی می گوید آب...باید بنوشد...وقتی می گوید غذا...باید بخورد...

واقعیت این است که نه تو خوبی و نه من...

اما جایی که از آن جا راه ما جدا می شود...

آن جاست که من می دانم چه آدم گهی هستم ولی تو از آن نا آگاهی...

به همین سادگی!


پ.ن:

این "تو" ها خیالی ست...